تبليغاتX
رويداد

 

                آدم و حوا   ....  ???

                                           یا

                                                  شما بودین چیکار میکردین ?????  

و خداوند زمین و آسمان، بهشت و جهنم، خوب و بد و تمام اضداد را آفرید. و آنگاه مشتی خاک از زمین برداشت

و از آن آدم و از آدم حوا را آفرید و فرشتگان را فرمود تا بر او سجده آرند. پس همگی امر پروردگار را مطاع شدند

جز ابلیس که غره بود بر خود و ایشان را شایسته سجده نیافت و از درگاه خداوند طرد شد تا روز بازپسین.

و خداوند آدم و حوا را فرمود تا در بهشت باشند و خوش گذرانند از نعمات بهشتی لذت برند مگر میوه درخت

سیب که باعث هبوط آنان خواهد شد. پس ایشان در بهشت روزگار به خوشی گذراندند. روز ها در نهر شیر و

عسل آبتنی کرده و زیر سایه طوبی استراحت میکردند و شبها با حوریان و غلمان ها به عیش مشغول بودند و

هیچ چیز برای آنان مکرر نبود. و خداوند هر روز لذتی جدید به آنان اهدا میکرد تا هرگز یکنواختی ایشان را نیازارد و

ایشان حسابی حال کردند و چاق و چله شدند و سختی را به فراموشی سپردند...

تا آنکه روزی رسید که حتی جدید بودن هم برایشان خسته کننده آمد. از لذت متعب بودند و لذت را چه جدید و

چه کهنه بر نمیتافتند و گذراندن وقت در بهشت ایشان را عذاب آمد. هر روز برایشان سخت تر و عذاب آور تر از

روز قبل بود. پس آدم حوا را گفت: من دیگه نمیتونم تحمل کنم این وضعو. دیروز سرمو محکم کوبیدم به دیوار بلکه

برای تنوع هم شده یه ذره درد رو تجربه کنم. ولی اینجا جواب نمیده. بدیش اینه که هیچ کاری هم نمیشه کرد

(و ایشان مرگ را در آن زمان درک نمیکردند و اگر هم میکردند در بهشت که کسی نمیمیرد!)

حوا گفت یادته گفتند سیب نخوریم؟ بریم بخوریم ببینیم چی میشه! هر چی هست بدتر از این نمیشه که!

و ایشان به سمت مکان درخت سیب رفتند و در آنجا درخت را نیافتند و تنها سیبی نیمه گندیده بر زمین یافتند.

حوا آن را برداشت و با هم آن را خوردند و اولین تجربه تلخ بشریت شکل گرفت. سیبه خراب بود و به شدت بد

مزه بود! و آدم و حوا در حالیکه از شدت مزه بد سیب حالشان دگرگون گشته بود نتوانستند خوشحالی خود را از

این تجربه جدید پنهان کنند.

و خداوند فرمود حالا که اینو خودید میفرستمتون رو زمین زندگی کنید و بچه هاتون بیافتند به جون هم و لنگ یه

لقمه غذا باشند که از گشنگی نمیرند و دروغ و خیانت رایج بشه و بمب اتمی بندازند رو سر هم و رشوه بخورند

و به اسم من هر غلطی بکنند (خدا به قدری از آدم و حوا لجش گرفته بود که حاضر بود از آبروی خودش بگذره

ولی حال اونا رو بگیره!) و مردان به زنان تجاوز کنند و فیلمش رو پخش کنند و رشوه باب شود و گشت ارشاد

بیاد عقل و آبروی نسلتونو زیر سوال ببره و احمدی نژاد میافرینم و حال کل دنیا رو میکنم تو قوطی و کاری میکنم

که همه برای لقمه ای غذا برای زنده ماندن (و نه لذت بردن) صبح تا شام سگ دو بزنند.

و آدم و حوا در پوست خود نمیگنجیدند و آن زمان بود که ابلیس بر آنان سجده آورد!


                                          بگو پرهیز باید از خرافات ...

---------------------------------------------------------------------------------------

                           با وجود این فرزندان  دلیر   .............

        سیاوش کردستانی ، روزبه خراسانی ، آرش مازندرانی ، آرشام

               گیلانی ،رستم سیستانی ، هرمز هرمزدی ، بابک پارسی ،

             آتروپات آذری ،کاوه خـــــــــــوزستانی ، شـــــــــــاهین لرستانی ،

          فریدون بلوچستانی ،بهرام تنگستانی و ........ تا دمی که این قهرمانان

    و سربازان مبارز ایران در ایران هستند ، غم به دل راه ندهید که با وجود این فرزندان

                    دلیر ،          ایران تا ابد جاوید خواهدماند  .....



                           پاينده ايران ..                   بدرود ...    


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 22:57  توسط  افشين   | 

                                 مراسم  افتتاحیه المپیک پکن

 
درسته که تا امروز تو المپیک مدال نیاوردیم ولی تو یه رشته کسب مقام قهرمانی مون صد در صده .میدونی

     کدوم رشته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                               ---- واتر پلو با ویلچر -----

        چون هیچ کشوری رو این ورزش سرمایه گذاری نکرده ??   بنابراین ما اول میشیم. ???
 

     احتمالا تو سه تا رشته دیگم مدال بیاریم :       پرش با عبا    ,,    دو با نعلین  ,,   پرتاب

      عمامه...........آخه این سه تا رشته مخصوص آخونداست.. 

               




  










  خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.        خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.      خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.       خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.       خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.   خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.

     باعث آبرو ريزي است کشورهايي با ۳ شرکت کننده مثل ساحل آج و يا توگو هم مدال

     آوردند اما کاروان ايران زير نظر آخوند و ملا پشمالو حتا يک مدال برنز هم نگرفت

     اين هم از ورزش ايران در جهان امروز - مثل باقي چيزها ۱۲۰سال عقب نگه داشته

      شديم - افسوس و صد افسوس ,,,









                                    



                 پاينده  پرچم با  نشان شیروخورشید  ايران ..... 


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 3:31  توسط  افشين  

 
            پرچم ملي چند دوره تاريخي را در ايران بشناسيم .......




      پرچم زمان کوروش کبير 559 سال پيش از ميلاد که روانش شاد باد ......

 

      درفش کاوياني

 

      پرچم در دوره شاه طهماسب

 

    دوره شاه صفي دوم

 

      دوره نادرشاه

 

    دوره علي قلي شاه عادل

 

     دوره آغا محمدخان قاجار

 

     دوره محمد شاه قاجار

 

   دوره ناصرالدين شاه   نادان ...

 

       دوره پهلوي ....

 

    دوره حاضر ..........  





          پرچم ها و حکو متها مي آيند و مي روند ,,

                           آنچه مي ماند ايران جاودان و تاريخ -

                                        پر فراز و نشيب آن است ......

        
       پاينده ايران ..               بدرود ...                             
 
افشين ....

 
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 2:27  توسط  افشين   | 

                                  بگو پرهیز باید از خرافات...

 

 

 

 

2

 

 

وطن علاف چاه جمکران شد‏

خرافاتش کران تا بیکران شد

 

ز فرط ناامیدی خلق محروم

چنین با سر به چاه جمکران شد

 

به او گفتند آقا در ته چاه

چراغ خانه‌ی مستضعفان شد

 

به او گفتند هرکس آنطرف‌ها

شبی خوابید، صبحش کامران شد

 

نه تبعیض و نه پارتی‌بازی آنجاست

که حضرت بی‌خیال این و آن شد

 

اگر زخمی کسی هرجای خود داشت

سحر با دست حضرت پانسمان شد

 

اگر از گوش چپ دلخور کسی بود

سحر در تیم خود دروازه‌بان شد

 

اگر آواز اکبر را کسی خواست

سحرگه عازم گلپایگان شد

 

کسی گر شعر سیمین را طلب کرد

سحرگه رهسپار بهبهان شد

 

سر شب گر کسی تونل هوس کرد‏

سحرگاهان مقیم کندوان شد

 

کسی گر خنده زد بر این کرامات

خدا با او همیشه سرگران شد

 

نه تنها که خدا با او چپ افتاد

که حضرت هم به یارو بدگمان شد‏

 

حقیقت دارد اینهائی که گفتم

که چندین بار حضرت امتحان شد

 

یکی، شب یک شتر ازحضرتش خواست

سحرگه صد شتر را ساربان شد

 

شبی خوابید آنجا یکنفر لال

سحرگه صاحب شش‌تا زبان شد

 

یکی از فرط چاقی غصه میخورد

سحر یک تکه پوست و استخوان شد

 

یکی را بود رخوت در مثانه

سحر ادرار او هرسو روان شد

 

پشیمان شد ز سرقت یکنفر دزد‏

شبش خوابید و صبحش پاسبان شد

 

یکی شب قاطرش را بست آنجا

سحرگه قاطر او مادیان شد

 

یکی هم چونکه نیت کرد برعکس

بجای بنز، پیکانش ژیان شد

 

یکی حاج اصغرآقا منشی‌اش بود

سحر سکرتر او ارغوان شد‏

 

یکی زن داشت با همسایه‌ی هیز

سحر همسایه‌ی او ناتوان شد

 

یکی را عضو مردی بود باریک

سحرگه در کلفتی استکان شد‏

 

یکی از کوچکی‌ی بیضه نالید‏

سحرگه بیضه‌هایش دنبلان شد

 

یکی از حیث جنسی ناتوان بود

سحر زحمت‌ده ِ اطرافیان شد‏

 

ز چاه جمکران هرکس مدد خواست

نیازش داده شد، بختش جوان شد‏

 

اگر اینها دروغین بود و واهی

حقیقت نیز یک قدری عیان شد:‏

 

یکی بیرق که خرچنگی بر آن بود

هماورد درفش کاویان شد

 

از این‌هم حیرت‌آورتر، خلایق:‏

که هر عمامه، یک تاج کیان شد‏

 

‏«خلایق هرچه لایق»، باورم نیست‏

در آنجا که جفا با مردمان شد‏

 

جفا با مردمان از سوی شیخان

به نام حضرت صاحبزمان شد

 

تقاضاها، بجز این چند مورد‏

تمامش از برای آب و نان شد

 

بپرس از خلق نادان و گرسنه‏

چنین، تحمیق تا کی میتوان شد

 

بگو پرهیز باید از خرافات

که عمری مایه‌ی رنج و زیان شد


 

بگو کافر شوید از مذهب جهل

که بهر شیخ و ملا خود دکان شد

بگو آقایتان در چاه نفت است

که چاه جمکران تقلید از آن شد‏‏ ‏

 

خوشا کز حرف هادی بل بگیرید

مراد از حضرت پترول (نفت) بگیرید

  پاینده ایران           بدرود ...                  افشین ....


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:7  توسط  افشين   | 


     ......... جشن مشروطیت ......

      میدان بهارستان جمعه 11 مرداد 7 بعدازظهر

     با شعار ...       ما هستيم      و               موجم اگر ميروم   ...   گر نروم نيستم




         ----------------------------------------------------------------------------------------------------------









برگه ی ارزشمندی که از سده ی چهارم پیش از زایش مسیح (2400 سال پیش) و در موزه ی آرمیتاژ لنین

گراد نگهداری می شود.

این برگه خشایارشا یا اردشیر دوم را در حال نیایش و ستایش اناهیتا که سوار بر شیر است نشان می

دهد. به خورشیدی که بر پشت اوست بنگرید.

با نگرش به این که خورشید نماد میترا و میترائیسم، کیش بسیار کهن نیاکانمان بوده است. پس از تازش

تازیان به ایران، از یکسو چون پدران و مادران ما دلبستگی دیرینه به مهر و خورشید داشتند و از سویی

دیگر، نقشِ تندیس آدمی و آنهم ایزدی که نماد کیشِ دیگری غیر از اسلام بود، بر روی پرچم ناروا شناخته

می شد، به جای تندیس میترا نماد او را که گرده ی خورشید بود بر پشت شیر سوار کردند و نشان

شیروخورشید از آن هنگام دوباره پدید آمد و بر روی پرچم ها رفت.



 


                             ...... پاينده ايران   سرافراز .......

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 20:43  توسط  افشين   | 

            هموطن گرامی ...
                                      درود برشما ...


                 ......... جشن مشروطیت ......

        میدان بهارستان جمعه 11 مرداد 7 بعدازظهر


    با شعار ...       ما هستيم      و     موجم اگر ميروم ... گر نروم نيستم



   از همه عاشقان ايران و آزادي  ,  خواهشمنديم با تمام توان در اين مبارزه حضور بهم رسانند

---------------------------------------------------------

                     به خشنودی اهورامزدا

 

   جشن  امردادگان

 

جشن امرداد در ستایش و گرامیداشت امشاسپند امُرداد برگزار مي‌شود. واژه‌ي امرداد در پارسي اوستایی اَمِرتات ameretat  و در پارسي پهلوی اَمرداد است. amordad 

 

 واژه‌ی امرتات، از سه بخش درست شده است: (اَ + مَر + تات). بخش نخست، اَ در زبان پارسي پیشوند نايش (نفی) است، بخش دوم، مَر از ریشه‌ی كنشي (مصدری) به چم مرگ و بخش سوم، تات پسوند رسایی و تندرستي است، و روي‌هم رفته به چم (معنی) بی‌مرگی و جاودانگی است. ياد‌آوري مي‌شود كه امرداد هم ريشه با واژه‌ي انگليسي Immortal  است

 

این نام در اوستا، به ویژه گات‌ها فروزه‌اي (صفتي) است برای اهورامزدا، نماد جاودانگي و پایندگی او.

امرداد در باورهای ایرانی در جهان گيتيك (فيزيكي) نگهبان و سرپرست گیاهان و روييدني‌ها است و از همين روي با خرداد در كنار هم جای دارند، چون رسايي يا هُردات (كمال) و پايداري در جهان مينُوي از آن این دو امشاسپند است.

از این روی این جشن را بیشتر در دامن نهاد يا پرهام (طبیعت)، برپا می‌كردند

 

نياكان ما در اين روز به به باغ ها و كشتزارها ی خرم و دلنشين مي رفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا و در پی آيين‌ها ايي اين جشن را با شادی و فرخندگي در هوای پاك برگزار مي كردند.

 

ياد‌آوری می‌شود كه زرتشتيان يا نياكان ما شيفته نهاد (طبيعت) بودند و هميشه در چپيره‌ي (جامعه) آنان نهاد از جايگاه والا و پر ارجی برخوردار بود و در نگهداشتن آن بسيار كوشا بودند. در آيين زرتشت نهاد بخشی از اهورامزدا است و  پاداش كسی كه در نگهبانی جانوران، نهاد و آبادانی آن می كوشد از هزارها بار نيايش بيشتر است. كوتاه سخن اشو زرتشت می‌گويد: آسيب رساندن به نهاد برابر با ناسزا گفتن به آفريننده‌ی آن است

 

گووشزد:  همانگونه كه گفته شد واژه‌ي امرداد به چم (معنی) بی مرگی است و اگر { اَ } آن را كه پيشوند نايش (نفی) است برداريم، به مرداد به چم ديو نيستی و مرگ دگرگون مي‌شود. شوربختانه در گاهنامه‌ي (تقویم) امروز ايران به ناداني و بدون آگاهي به جای ماه امرداد، ماه مرداد بكار گرفته مي‌شود، كه اين شايسته نيست. از همين رو‌ی زيباست اگر به جای واژه ماه مرداد، واژه ماه امرداد را زين پس بكار گيريم.

 


امرداد مه است سخت خرم مَی نوش پیاپی و دمادم

 


                         ايدون باد.....


                      پاينده ايران ..         بدرود ...            افشين ....


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 13:31  توسط  افشين   | 

                                          

                     به پا خیزیم


ما بر آنیم که فریاد عدالت و تظلم خواهی قوم آریایی را به گوش جهانیان رسانده و عزم خود را جزم تا در جهت

همبستگی احزاب و گروه های سیاسی که از ظلم و جور بی عدالتی واقع شده بر آنان دفاع نماییم تا احقاق

حقمان و برچیدن بساط ظلم و بی عدالتی در آب و خاک وطن نخواهیم نشست ظالمین بدانند که با زر و زور و

تذویر و ریا بر ما نتوانند غلبه کرد زیرا که پرچم و بیرق ایرانی آباد، آزاد و مستقل را با تمام قدرت بر بالاترین قله

وطن به اهتزاز در خواهیم آود. ترسیدن ما جملگی از بیم و بلا بود اکنون از چه ترسیم که در عین بلائیم. پس

باید یکصدا و هم دل باشیم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 22:42  توسط  افشين