|
|
|
|
|
---------------------------------------------------------------------------------------------------------- مقام زن ????????? مقام زن ????????? ![]()
صيغه اصل و قانوني در اسلام است که از فحشا جلو گيري ميکند تو که مخالف آن هستي حتما در پي کشاندن جامعه به فحشا هستي من و ما به عنوان زن مسلمان هيچ مشکلي با قانون ازدواج موقت نداريم و صيغه را دوايي براي درد جامعه ميدانيم فاطميون تهران
ايراني به خود آ -- گر به خود آيي - به خدايي رسي ..... ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ,, ........ موجیم که آسودگی ما عدم ماست ,,
,,, ضمن همدردی با دلاور زنان ايران ... ............................................................. مردان ايران باستان بانوان خود را احترام بسيار مي گذاشتند و در تمامي امور با آنها مشورت ميكردند و براي ايده و عقيده آنها احترام بسزايي قائل بودند. در ايران باستان اهميت بســـياري به مقام زن و مرد داده شده است . زن را بانوي خانه – مون پثني – مي ناميده اند و مرد را – مون بد – يا مدير خانه مي ناميده اند. در نسخه هاي ديني ايران باســــــتان زنان شوهردار از اجراي مراسم ديني معاف بودند . زيرا تشكيل خانواده و پرورش يك جامعه نيك كردار كه يكي از اركان آن تربيت مادر است بزرگترين عمل نيك در كارنامه زنان ثبت مي شده است. پاينده ايران ,, بدرود ....
ما هستيم --- افشين .... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:9 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
شب یلدا * شب چله * شب ایرانی ..... ایرانیان سی ام آذر ماه با جشنی شبانه با آخرین روز پاییز وداع می گویند..... جشنی که از آن به عنوان جشن شب چله یا شب یلدا نام برده می شود.... این جشن نمادین که همراه با گردهمایی خانواده ها برگزار می شود... باقی مانده جشن های شبانه ای است که ایرانیان در سده های گذشته برگزار می کردند...
و از آن جشن های رنگارنگ جز ردپایی بجا نمانده است.... شب چله برای ایرانیان شب تولد میترا خداوندگار روشنایی است... آنها طولانی ترین شب سال را با گفت و شنود.... و خوردن آجیل و میوه های سرخ فام... به امید پیروزی روشنی بر تاریکی سپری می کنند.... خداوند نگهدار ایران باد ...
افشين .... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 0:9 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
خبري غم انگيز ارحام صدر هنرپیشه قدیمی اصفهانی و از پیشکسوتان تئاتر ایران عصر امروزدرگذشت. ----------------------------------------------------------------------------- فرزندان ايران ... آيا شما هم انديشه آيا قهرمان آذربايجان را ميشناسيد , پاينده باد راه و يادش بخوانيد فرزندان آذر آبادگان تاريخ پر شکوه آن بخش از ايرانمان را .........
آخرین گفتار بابک خرمدین سردار بزرگ ایران ........ تو ای معتصم خيال مکن که با کشتن من فرياد استقلال طلبي ايرانيان را خاموش خواهي کرد . نه ! اين حماقت است اگر فکر کني چون افشين وطن فروش را با زر خريده اي ميتواني ايرانيان را اسير کني . من مبارزه اي را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت. من لرزه اي بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دير يا زود آن را سرنگون خواهد نمود. اکنون که مرا تکه تکه ميکني هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ايران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالي شما پاسداران جهل و ستم را از ميان بر خواهد داشت ! اين را بدان که ايراني هرگز زير بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بيگانگان را تحمل نخواهد کرد. من درسي به جوانان ايران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگي و درس مبارزه را به جوانان ايران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشيرش را براي بريدن دست و پاهاي من تيز ميکند صدها ايراني با خون بجوش آمده آماده طغيان هستند. مازيار هنوز مبارزه ميکند و صدها بابک و مازيار ديگر آماده اند تا مردانه برخيزند و ميهن گرامي را از دست متجاوزان و يوغ اعراب بدوي و مردم فريبخورده برهانند ... اما تو اي افشين . . . در انتظار روزي باش که همين معتصمي را که امروز مانند سگاني در برابرش زانو ميزني و وطن ات را براي او فروختي در همين تالار و روي همين سفره سرت را از بدن جدا کند . مردي که به ميهن خویش خيانت کند در نزد ديگران قربي نخواهد داشت و هيچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد معتصم قبل از کشتن بابک از او پرسید : ای سگ چرا در جهان فتنه انگیختی ؟ بابک پاسخی نداد .... پس معتصم تازی دستور داد که دست ها و پاهای بابک را از بدنش جدا سازند. چون که یک دست بابک را بریدند بابک دست دیگر خود را در خون خود زد و بر چهره ی خود مالید و همه ی روی خود را از خون خود سرخ کرد معتصم تازی شگفت زده پرسید : این چه عملی است ??? بابک فرمود : در این کار حکمتی است. چون شما هر دو دست و پای مرا از تنم جدا کنید خون از بدنم برود و چهره ام زرد شود من روی خویش از خون خود سرخ کردم تا چون خون از تنم بیرون شود نگویند که رویش از بیم زرد شد پس معتصم تازی خشمگین شد و دستور داد پوست گاوی بیاوردند و بابک را در میا پوست گرفتند چنانکه هر دو شاخ گاو بر بناگوش او بود در وی دوختند و پوست خشک شد پس همچنان زنده بر دارش کردند و در نهايت دو خنجر در ميان دنده هايش فرو رفت و آخرين سخني که بابک با فريادي بلند بر زبان آورد اين بود : خداوند نگهدار ایران باد ...
پاینده ایران ....... منابع : کتاب حماسه بابک خرمدین .... و کتاب بابک خرمدین - دکتر ناصر انقطاع |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 17:56 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
![]() ** ۲۵ آذر روز ملي مادر خجسته باد **
دوستان آگاه باشيد که :::
** اين روز به هيچ شخص گروه و حکومتي ربطي ندارد ** روز ملي آريايي مادر - با مستندات و شواهد تاريخيست ...
1 - به گواهي تاريخ ساخت تخت جمشيد , در ماه آذر نخستين زن کارمند در ساخت پرسپوليس جهت زايمان به زايشگاه فرستاده شد - در آن زمان مادران از يک سال مرخصي و حقوق کامل زمان کار برخوردار بودند .. 2 - در روز ۲۵ آذر زايشگاهي در تهران براي مادران ايراني افتتاح شد که بتوانند کودکان
۲۵ آذر روز مادر را همراه مادران در تهران ميدان مادر ( محسني ) و در کرج خ گوهردشت - پارک , جشن ميگيريم - ساعت گردهمايي ۱۷ مادران روز تان خجسته باد . ديدار همه مان در ميدان مادر -
پاینده ایران ..... بدرود ... افشين .... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 2:15 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
** ۲۵ آذر روز ملي مادر خجسته باد - ما هستيم ** ------------------------------------------------------------------------------------------------------------ **** بخوانيم تا بيشتر بدانيم **** نشان شير و خورشيد . نشاني ملي و به هيچ حکومت يا گروهي مربوط نمي باشد گروهي ندانسته يا از روي عمد آن را به پادشاه ايران نسبت ميدهند در صورتي که مجلس ملي ايران آن را با دلايل تاريخي و مستندات ملي و ايراني به تسويب رسانيدنماد شير و خورشيد در پرچم يكي از كهنترين نمادهاي ايرانيان است
بررسي تاريخي به دست آمده از نقشبرجستههاي كهن نشان ميدهد كه ايرانيان كهن به آن اهميتي خاص ميدادند. شير نماد شجاعت و خورشيد مظهر روشنايي و علامت ميترا (مهر) بود. اما اين پيوندي در قرار گرفتن اين دو نماد در کنار يکديگر در دورههاي ديگر رخ داد. تا زمان صفويه نقش شير و خورشيد در تمامي پرچمهاي ايران بوده است. در دوره صفويه، شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يكسره سبزرنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زاده ماه فروردين (برج حمل) بود، دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند (نماد برج حمل) را هم روي پرچمها و هم بر سكهها ترسيم كنند. پرچم ايران در بقيه دوران حاكميت صفويان سبزرنگ بود و شير و خورشيد را روي آن زردوزي ميكردند. البته موقعيت و طرز قرار گرفتن شير در همه اين پرچمها يكسان نبوده، شير، گاه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن.پرچم رسمي حكومت نادر از ابريشم سرخ و زرد بافته كه روي آن تصوير شير و خورشيد نقش بسته بود، اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز، سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته كه خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: «المكالله سپاهيان نادر در تصويري كه از جنگ وي با محمد گوركاني، پادشاه هند كشيده شده است، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند كه در گوشه بالايي آن نواري سبزرنگ و در قسمت پاييني آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن باز هم «المك الله» آمده است.پرچم ايران با آغاز سلسله قاجار دچار دگرگونيهاي فراواني شد. يكي اينكه شكل آن براي نخستين بار از سهگوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اينكه آغامحمدخان به دليل دشمني كه با نادر داشت، سه رنگ سبز، سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود كه در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت، در اين دوره براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شد. در زمان فتحعليشاه دو پرچم وجود داشت:«پرچمي يکسره سرخ رنگ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت آن در ميان پرچم، بالاي چوب پرچم دستي از سيم ناب به چشم ميخورد؛ اين درفش زمان جنگ بود. پرچم دوم سبز رنگ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت وبر بالاي چوب پرچم پيکاني زرين قرار داشت؛ اين پرچم زمان صلح بود.» در زمان محمدشاه قاجار تاج بر بالاي نشان شير و خورشيد افزوده شد. سندي از اين دوره وجود دارد که پرچم را تصوير ميکند:«پس براي هر دولتي نشاني ترتيب دادهاند. دولت ايران را هم نشان «شير و خورشيد» متداول بوده که قريب سه هزار سال، بل متجاوز از عهد زرتشت اين علامت بوده است. سبب انتشار آن شايد اين باشد که در دين زرتشت، آفتاب را مظهر کل و مربي عالم ميدانستند.»پرچم ايران در دوران ناصرالدينشاه با دستور اميرکبير به صورت شبيه شکل کنوني درآمد ,, درفش ايران داراي همان سه رنگ سبز، سپيد و سرخ زمان نادري شد. سراسر زمينه پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي ?? سانتيمتر در گوشه بالايي و نواري سرخرنگ به همان اندازه در قسمت پايين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گرفت. وي تاج محمدشاه را نيز از پرچم حذف کرد. با پيروزي جنبش مشروطهخواهي در ايران و تشكيل مجلس، نمايندگان مردم با راهنمايي ارباب کيخسرو شاهرخ در اصل پنجم متمم قانون اساسي آوردند: «الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است.» شاهرخ نماينده زرتشتي مجلس در متقاعد کردن مجلس به استدلالات ديني متوسل شد. رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام (ص) و نماد دين است، بنابراين پيشنهاد شد رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد كه رنگ سفيد رنگ مورد علاقه اشوزرتشت است. اقليت ديني كه هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي كردهاند. رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بهويژه امام حسين(ع) و جان باختگان انقلاب مشروطيت، به ضرورت پاسداشت خون شهيدان در پرچم تثبيت شد. درباره شير و خورشيد نيز اين استدلال وجود داشت كه انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد (شير). از سوي ديگر چون اكثر ايرانيان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي (ع) است، بنابراين شير هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شيعيان. در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانه ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است، پيشنهاد شد خورشيد را نيز بر پشت شير سوار كنند كهاين شير و خورشيد هم نشانه علي (ع) باشد، هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد، يعني روز پيروزي مشروطهخواهان و البته وقتي شير نشانه پيشواي امام اول (ع) دانسته شود شمشير ذوالفقار نيز در دستش قرار داده ميشود.اصل پنجم متمم قانون اساسي در دوران پهلوي تغييري نکرد و پرچم ايران به همين شکل باقي ماند. منوچهر اقبال، نخستوزير وقت، به پيشنهاد هياتي از نمايندگان وزارتخانههاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخشنامهاي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. اين موضوع در سازمان ملل متحد نيز ثبت شد. با پيروزي انقلاب اسلامي به دستورخميني تعدادي از قانوندانان مامور نوشتن قانون اساسي شدند.,, همزمان گروهي از هنرمندان انقلابي خواهان حذف برخي نشانهها در پرچم ايران از جمله شير و خورشيد شدند. ??? اين موضوع در اصل هجدهم قانون اساسي جمهورياسلامي ايران گنجانده شد: « پرچم جمهورياسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل ميشود و نشانه جمهوري اسلامي در وسط آن قرار دارد.» بر گرفته از : پرچم و پيکر شير و خورشيد، نصرالله بختورتاش قانون اساسي و متمم آن. تاريخچه شير و خورشيد، احمد کسروي
خداوند نگهدار ایران باد ... بدرود ... افشین ... :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ** ۲۵ آذر روز ملي مادر خجسته باد - ما هستيم ** ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 19:59 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
-- فراخوان به گردهمايي -- .. ما هستيم .. اعتراض به حکومت امارات عرب ۳۷ ساله دوستان تلاش کنيد به ديگران که به اينترنت دسترسي ندارند هم اطلاع دهيد تا با دوستان و آشنايان خود براي ايران و آزادي يک ساعت وقت بگذاريم و کلمه ما هستيم خداوند نگهدار ایران باد ... بدرود ... افشین ... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 1:17 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
![]() عرب ??? ::::::: شير زنان و دلير مردان ايران - همرزمان ... اعتراض ملت بزرگ ايران به حکومت امارات عرب ۳۷ ساله جمعه ۱۵ آذر مقابل سازمان ملل متحد در تهران ساعت ۱۰ صبح -- منتظر خبر کاملتر باشيد به همه در مدرسه , دانشگاه , محل کار و .... خبر را برسانيد با دوستان و آشنايان خود براي ايران و آزادي يک ساعت وقت بگذاريم و کلمه ما هستيم را به گوش دشمنان اين آب و خاک برسانيم ...... پاینده ایران ..... بدرود ... افشين .... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 13:49 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
بر گرفته شده از سايت تندر ... ![]()
چهره علی ابن ابوطالب - امام اول شيعيان ...
زندگینامه «بهمن جازویه» بهمــن جــازویه ... ایرانی ایـکه علی ابن ابوطالب را به ضـرب شمشیـر به ...... و مسلمانان هـویت او را بـرای ۱۴۰۰ سال مـخفی نـگه داشته انـد بر گرفته از : تاریـخنگاران عرب .... بـعـد از ایـنکه بهمـن بـدست اعــراب اسیـر می شـود، او رابهمـراه سایـر اسـرا بـرای بیـگاری و بـردگی و یـا فـروش بـه دربـار خـلیفـه می فـرستند. از آنجائیـکه فـردی بسیار تـوانـا و هـنـرمند و صـنعـتگـر بـوده، خلیفـه از فـروش او صـرفـنـظر و او را بـکار می گمارنـد. نـام او را می پـرسنـد: میگـویـد "بهمـن جـازویـه"، اما تـلفـظ نـام او بـرای اعـراب بسیار مشکل بـود. از آنـجائیـکه در فـرهنگ عـرب نـام خـانـوادگی وجـود نـداشـته و نـدارد ، در نتیجه افــراد را بنام پـدر آنها لقب می دادنـد - آنها را بـه شغل و پـیشه ایـکه داشـتنـد ، لقب مـی دادنـد. » مانـنـد عـمـر ابن خـطاب ( عمـر پسـر خطاب ). خـلاصـه نـام و شـغل پـدر او را می پـرسـند: تـلفـظ نـام پـدرش نـیـز بـرای اعــراب تازی ساده نـبود، می گـویـد پـدر مـن افسار گـیـر بـوده ( فـردیـکه افسار اسب پـادشاهـان و فــرمانـدهان بلنـد پایـه را در هنگام جنـگ و کارزار نـگاه مـیداشتـه ). افسار گـیر بـه عــربی می شـود " مـلـجـٌم " و ایـن ساده تـرین نـامی بـود که اعـراب تازی تـواستند روی بـهمـن جـازویـه بـگـذارنـد و از آن پس او را "ابـن مـلجـٌم" ( پـسر افسارگـیر) نامـیدنـد. ادامه را از وب سايت www.tondar.org بخوانيد .... 2 - و در تاريخ تبری: ١٩۴٣ - تاريخ تبری پوشينه ۵ برگ ١٩۴٢ --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- من آریایی ام _ زندگی من ایران است _ پیامبرمن زرتشت بزرگ است _ امامان من کورش و داریوش بزرگ ، خشایارشاه ، انوشیروان و یزد گرد است _ امام زمان من کاوه آهنگر است _ روحانیون من فردوسی ، خیام ، مولوی ، حافظ و سعدی است _ کتاب مقدس من شاهنامه است _ اصول و فروع دین من لوح حقوق بشر کورش بزرگ است _ قانون اساسی من آیین ریشه ای است _ عاشورای من قادسیه است _ شهدای من بابک خرمدین ، روزبهان خراسانی ، بهمن جازویه و فیروز نهاوندی است_ پرچم من درفش کاویانی است_ بهشت من آزادی است _ عید من مهرگان و نوروز است _ مهراب من دل است _ دین من عشق و دانش است _ ایمان من خرد است ...
من آریایی ام ... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 21:46 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
پیشنهادی جالب از افشین پیشنهادی جالب ,, با توجه به مسائل اخير پيش آمده و گستاخيهاي امارات عرب چرا اسم خیابان ظفر را به "خلیج فارس" عوض نمیکنند تا امارات مجبور بشه برای آدرس سفارتش از این اسم استفاده کنه ?? در ضمن یه بخشنامه هم به پست بدهند که هر نامه ای به این آدرس بود اگر اسم خلیج فارس را ننوشته بود با ذکر علت به فرستنده برگشت داده شود . پاینده سرزمینمان .. ما هستيم ... افشین ... ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در اعتراض به - سياست های موزيانه امارات عرب در رابطه با خليج پارس .... ياران مبارز ما در تهران هم آواز شدند تا به تازيان بگويند ايراني بيدار است و از تماميت ايران تا آخرين نفس نگاهباني ميکند ..... ..... ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ,, ........ موجیم که آسودگی ما عدم ماست ,, تازی عرب .. لا خليج المجعول العربي ! فقط خليج البالكل الفارسي ! انت فهمت؟ ما هستيم ... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 18:46 توسط افشين
|
|
||